امنيت ملي

دلم مي خواهد حرف هايم را بخوانيد، مخصوصا دوستاني كه با نوشته هاي من اگرچه از سياسي نويسي متنفرند بدشان نمي آيد، فكر مي كنم حرف هاي مهمي است. روز چهارشنبه براي انجام پروژه اي كه به تعيين محدوده شمالي شهر تهران منجر مي شد سري به منطقه اوين و دركه زديم! تا به ديوار زندان اوين رسيديم! يك لحظه جو زهرا كاظمي منو گرفت، عكسي گرفتم! كمي هم از اين كار خودم ترسيدم اما اين كه تابلوي عكسبرداري ممنوع در آن نقطه نصب نشده بود به من دلگرمي مي داد كه لااقل به من تجاوز نخواهند كرد !!!!!! و در ادامه مرا نخواهند كشت! اما هدفم از طرح اين خاطره بازگشت به مساله امنيت ملي است! در مملكتي كه استفاده از حقوق شهروندي و حق اظهار نظر تنها به صرف اين كه با تعبير شخصي آقايان مورد رضايت واقع نمي شود اقدام عليه امنيت ملي شناخته شده و به راهي براي حذف اين فرد از صحنه تبديل مي شود ديگر نمي توان به جرم بزرگ سياسيي مثل عكس گرفتن از ديوار زندان اوين بي توجه بود. شاعر در اين زمينه مي فرمايد: حالا واي واي، واي واي واي واي!!!!!!

بر مبناي اصل 168 قانون اساسي رسيدگي به جرائم سياسي و مطبوعاتي علني است و اين بدين معناست كه جرم سياسي به رسميت شناخته شده و وجود دارد. اما كو؟ علنيييييييييييي؟ جان؟ رسيدگي به جرم هاي سياسي بايد علني و باحضور هيأت منصفه انجام شود؟؟؟؟!!!!!!!!!!!! چه چيزا! چه حرفا!

سوالات زيادي مطرح است اما مهم ترين آن: آيا جرم سياسي اقدام عليه حاكميت است يا اقدام عليه حقوق شهروندي ؟ نبود تعريف مشخص از امنيت ملي و جرم سياسي مجال هرگونه پيچاندن اصل موضوع و تعبير و تفسيرهاي شخصي را به مقامات ذي نفوذ اعم از قانونگذار و قاضي و مجري آن مي دهد! حال بگذريم از اين كه مشابه اين مساله حتي در بسياري از مسائل ساده تر و غير امنيتي مملكت ما هم وجود دارد و چه با ارتباط دادن به دين و چه بي ارتباط با آن، راه هاي زيرابي رفتن زيادي را براي مسؤولين چند پله بالاتر از مردم عادي قرار داده است! و آن ها هم به بهترين نحو از اغتشاشات قوانين به سود خود بهره مي جويند!

ايها الناس من معترضم! كجاي اين داستان عدالت است؟ شايد مسخره باشد كه بگويم، اما يكي از آرزوهايم اين است كه دادگاه يكي از اين مجرمين سياسي را ببينم! دلم مي خواهد همه ي مردم ببينند! دلم مي خواهد ببينم آيا در صورت علني بودن اين دادگاه اكثريت مردم با اين مجرم سياسي و در سطحي بالاتر با اين اقدام كننده عليه امنيت ملي (البته از نظر حاكميت) موافق نخواهند بود؟ و آيا مردم اينچنين مجرماني را در مقايسه به مراتب بيشتر دوست نخواهند داشت؟ ايها الناس من معترضم! چرا اعتراضم را فرياد نزنم؟ مگر به انسان اعتراض نمي كنم؟ مگر به يكي مثل خودم اعتراض نمي كنم؟ شايد مثل هم نباشيم اما آن ها لااقل در ظاهر كه همه انسانيم و جايزالخطا!!!! خوب دقت كنيد! احمدي نژاد در گفتگوي ويژه خبري، اين كه بگويند طرفداران احمدي نژاد در انتخابات اخير راي نياوردند را هم اقدام عليه امنيت ملي مي خواند و هيچ كس نمي گويد كمي فكر كن، كمي تدبير داشته باش و اين قدر به تمام مملكت گند نزن تا اين قدر هواداران مجازيت را هم از دست ندهي! و اگر خودت نمي تواني لااقل مثل خاتمي چند مشاور عاقل بگير كه آنان بتوانند جاي تو فكر كنند، از فكر كردن خودت كه قطع اميد كرديم!!!! خيلي دردناك است! آقاي احمدي نژاد! اين همه گونه گوني احمقانه و فكر نشده ي فرهنگي و نشيب هاي اخلاقي و اين همه بي هويتي كه بي شك منشاء آن بي صاحب بودن و از بين رفتن هرگونه عرق و عشق ملي درسال هاي اخير است را پاسخگو كيست؟ اين ها كه امنيت ملي محسوب نمي شود! نه؟ آري! اصلا فرهنگ كه ربطي به ملي ندارد. بله. شكي نيست! فرهنگ كه بخشي از ملت نيست! اي امان! دوستان بياييد فكر كنيم! و از خود بپرسيم، ترس قريب به اتفاق مردم و حتي جناب رهبر از هرگونه سخنراني درون يا برون مرزي احمدي نژاد، معنايش بي اعتمادي به او و نتيجه ي عمل او اقدام عليه امنيت ملي نيست؟ كشته شدن زهرا كاظمي آن هم درست در آغوش قضاي اسلامي كه نتيجه اش قهر اقتصادي و سياسي بسياري از ممالك دنيا و مخصوصا كاناداي جنايتكار!!!!! با ايران است اقدام عليه امنيت ملي نيست؟ دلم بدجور براي احمد باطبي و همسر دلسوخته اش مي سوزد! آخر كجاي كار جواني كه از سر مهر و احساس پيراهن خوني يك هموطن زخم خورده ي ديگر را به دست مي گيرد اقدام عليه امنيت ملي است؟ چه كسي بايد اين سوالات را بپرسد و چه كسي خود را مجاب به پاسخ دادن به چشم انتظاران آزادي مي داند؟ آيا همين دستگيري فضاحت بار باطبي كه باعث شده ديد تمام دنيا به ايران به شدت تضعيف شود اقدام عليه امنيت ملي نيست؟ آيا اين كه باطبي در زندان حكومت دچار تشنج شديد مي شود و به كما مي رود و خبر آن هم به سرعت در تمام دنيا مخابره مي شود، اين كه زرافشان بر شدت بيماريش افزوده مي شود و همه ي دنيا مي داند، اين كه اميرانتظام فرتوت تر از گذشته مي شود و گنجي به اعتصاب غذاي هفتاد روزه و عاشقانه دست مي زند و عكس هاي او در شرايط مرگ، روي جلد پرفروش ترين مجلات دنيا چاپ مي شود، اين كه محمدي مي ميرد و بسياري از دوستان مانند ما فقط به صرف عقيده شان يا شركت در حركات اعتراض آميز ، يعني كاري كه حتي در بهترين و پرآسايش ترين كشور هاي دنيا كه مردم آن از سر بي دردي گاه فرياد مي زنند هم كاري كاملا عادي و طبيعي است، آري دوستاني با كار مشابه معترضان در كشورهاي ديگر، از يك شب تا تمام عمر در زندان به سر مي برند و اين كه زنداني مطبوعاتي شدن يك امر بسيار عادي شده است، اين كه هشت مارس در كشور ما تعداد زيادي باتوم خورده ي بدن كبود به جاي مي گذارد و موارد بسياري ديگر، امنيت ملي ما را تهديد نمي كند؟ باور كنيم اين كه زنان يك جامعه تنها يك روز در سال به چيزي كه آن را عدم رعايت حقوقشان يا عدم تساوي حقوق با مردان مي دانند اعتراض كنند اتفاق بدي نيست! اين كه معترضان به اين جماعت باارزش سرزمينمان، حتي جرات نمي كنند در يك مناظره ي آزاد چيزي در نقض حرف هاي اين زنان به زبان بياورند پاگذاشتن به حق شهروندي ما نيست؟! حتما كه نبايد بكشند!!!! اين كه دلار هفت توماني را نهصد و سي تومان بخريم و هزينه هاي تسليحاتي مان هزاران برابر شود، اين كه رفاه اقتصادي از متن جامعه خارج شود و آرامش رواني حاصل از امنيت اقتصادي حتي براي ثروتمندان وجود نداشته باشد اقدام عليه حقوق شهروندي و امنيت ملي نيست؟ اين سوالات را بايد همه در ذهن خود مطرح كنيم! آيا اين كه ارتباط حضوري خارجي ها از طريق صنعت توريسم با ايران برقرار نمي شود تا تمام مردم ما را همچنان تروريست بشناسند اقدام عليه امنيت ملي نيست؟ آيا اين كه ايران را به حجاب اجباري و راي دادن اجباري و نماز خواندن اجباري و تملق گويي اجباري بشناسند و بر اين اساس حتي عليه مردم ما جبهه بگيرند اقدام عليه امنيت ملي نيست؟ آري! امنيت ملي در كشور ما در خطر است!!!!!!! خطر بيخ گوش بخش به شدت ملي ما يعني حكومت است!!!!!!! در كشور ما تنها چيزي ملي خوانده مي شود كه به اساس حكومت مربوط شود! و تنها به دوران جمهوري اسلامي محدود نمي شود اما باور كنيد بدجوري داريم مورد سوء استفاده قرار مي گيريم و بدجور سوارمان شده اند! گوسفند سواري هم لذت دارد نه؟ آقاي حاكم باشي پاسخ بده! گنجشككان اشي مشي ما كجايند؟ اگر پاسخ نمي دهي بگذار گلويمان را از فرياد پاره كنيم! لااقل بگذار با فرياد، عقده هاي يك جوان بيست و شش ساله خالي شود! آقايان! همه چيز را آن طور كه ميلتان بود تعريف كرديد، معناي حقوقي كلمه ي ملي را تغيير داديد اما بدانيد: ملي بودن من جنبه هاي فراواني دارد كه تنها يكي از موارد آن حاكميت است، البته به شرطي كه حاكميت لياقت عنوان ملي را داشته باشد و راي واقعي مردم را با جرات بپذيرد. آقايان! آقازادگان كثيف كه ديگر نسل آقازادگي تان تمام مي شود و خود، آقا مي شويد! مليت من ايرانم است كه امروزه تروريست به دنيا معرفي شده است، مليت من خاكم است كه سال هاست با تخمي كه كاشتيد در آن تنها هرزه علف هاي ريا و دورنگي مي رويد، مليت من  فرهنگم است كه براي غرق شدن آن كافي است سر چند عاشق فرهنگ و چند رند باقي مانده از شهر خالي از رند و چند روشنفكر منزوي اما با پتانسيل را زير آب كنيد، مليت من اقتصادم است كه به بي لياقتي شما بويي از اين همه ثروت خدادادي و هوشمندي اقتصادي مردم ايران كه مي تواند دنيا را متحول كند نبرده، مليت من ناموسم است كه به دبي و عربستان ميرود، مليت من دانشم است كه اجازه ي چاپ شدن در آي اس آي ندارد، مليت من قلم عقلم است كه با خرافات شكستيدش، مليت من مادري است كه اگرچه خود را در مقابل او ذره اي ناچيز مي دانم اما شما او را نيمي از من مي شماريد، مليت من همه آن چيزهايي است كه مي خواهم و روزي از شما مي گيرم! با اين غم ها دمار از روحيه ي ما در آورده است، واقعا شما بگوئيد چه كسي اين همه سال اقدام عليه امنيت ملي كرده است؟ من يا حكومت؟ باطبي ها يا احمدي نژادها؟ به خود پاسخ دهيد! البته بي شك نمي توانيد پاسخ دهيد! پاسخ صحيح حتما اقدام عليه امنيت ملي شمرده مي شود!

- - - - - - - - - - - - - - - - - - -

بدجوري به ياد حدود ۴۰ دختر و زن بزرگواري كه امروز در مقابل دادگاه انقلاب و به بهانه ي اعتراض به محاكمه ي جمع ديگري از طرفداران حقوق زنان تجمع كرده بودند هستم. زنان باارزشي كه از تور ماموران قهرمانانه نگريختند و به وزرا فرستاده شدند! زنداني شدگان و نشدگان از نظر من برابرند و پيروز! بي شك جنبش زنان در مقابل قوانين ارتجاعي پيروز خواهد شد!

دو كلمه با زبون آرمين! با همون زبون گاه تلخ و گاه شيرين. سخنم با زنان است! زناني كه دورند از دوستان بلاكش اما سرافرازشان:

آهاي زنان! مي خواهم همه تان بدانيد! اين كساني كه امروز به زندان دشمنان آزادي شما و ما افتاده اند، اينان كه تنشان اسير بند ۲۰۹ اوين است، اينان عاشق ترين زنان اين مرز و بومند! عاشق عاشق! اگر اينها را بشناسيد مي دانيد كه اينان چه مجرد چه متاهل مشكلشان خودشان نيستند! مشكلشان زندگي مشتركشان با همسرشان نيست، كه در اين مورد شخص همفكر خود را معمولا در كنار خود مي بينند! آنان براي شما مي جنگند! براي شما كه يا نمي دانيد! يا مي ترسيد! يا حتي نمي خواهيد! اينان براي شما مي جنگند! اينان براي رهايي زن مي جنگند و اين زماني قابل درك تر مي شود كه بدانيد اينان عموما در زندگي شخصي شان آزادند! و يك دگرانديشي واقعي آنان را به زندان افكنده! حتي اگر حمايتي نمي كنيد، حتي اگر كاري هم از دستتان بر نمي آيد، حتي اگر از رنگ و بوي سياسي در وبلاگ هايتان بيزاريد بدانيد كه اين زنان در مرتبه ي اول كارشان سياسي نيست كه انساني است! آن ها براي چيزي مي جنگند كه سال هاست شما را اسير كرده، گريز از ارتجاع! نمي نويسيد ننويسيد! تقدير نمي كنيد، نكنيد! اما به يادشان باشيد و دوستشان بداريد! دوستشان بداريد! دوستشان بداريد! شما مردان هم! و بدانيد و بخواهيد كه بدانيد چه فاصله ايست ميان عشق اينان و سيه پوشان سيه دل و پوسيده! پس دوستشان بداريد!

ز روي دوست دل دشمنان چه دريابد

چراغ مرده كجا، شمع آفتاب كجا!

/ 48 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

وای حرف سياسی زدي....واي ي ی ی ی من با حرفات در مورد زنان موافقم . ولی هيچ کاری نمی شه کرد. با چهل نفر چهارصد نفر کاری درست نمی شه تا همه زنا باورشون نشه که هيچ فرقی ندارن. که بفهمن اين تفاوت هايی که توی مخ همه شون فرورفته چيزی جز افکار پوسيده يه مشت مرد ترسو نيست برای جلوگيزی از پيشرفت خانم ها. اگه می بينيم کشورهای ديگه به اينجا رسيدند حاصل چندين سال تلاش خود خانمها ست. وقتی خود مادرها و خواهر ای ما پزشک زن و رئيس جمهور زن و وکيل زن رو قبول ندارن ديگه از مردا هيچ انتظاری نيست . ایا اول از همه خودمون باورمون شده که ما قبل از زن بودن انسانيم ؟اگه شده بريم به کناريمونم بگيم شايد باورش شد.راستی مرسی که به وبلاگ ما هم سری زدی.

عطيه

موافقم آپم حتما بيا

احسان

سلام. خوبی؟ اين همه که می نويسی که چی؟ تاثيری هم داره؟

ارنیکا

مثه همیشه زیبا به منم سربزن اپ کردم http://harfhayeeman.blogfa.com

میرا

سارا عزيز و دوستان ديگه که معتقدند با ۴۰ نفر و ۴۰۰ نفر و ۴۰۰۰ نفر و احيانا ۴۰۰۰۰۰۰نفر هم کاری نميشه کرد ... خوب معتقدند بايد چی کار کرد ... دوستانی که معتقدند اين متن تنها تهييج کننده است بگن بايد چی کار کرد ...برای يه بار اون مغز رو به کار بندازيد و بگيد بايد چی کار کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منتظريم بگيد ديگه برای يه بار به جای ايراد گرفتن و نه آوردن راه حل بديد ... . بشينيم و عين مطلب پست قبل آرمين گرامی بشيم گوسفند و هر چی چوپون احمق گفت بگيم بعععععععع بععععععععععع يا يه حرکتی انجام بديم ... از جنسيتمون از هويت ايانيمون دفاع کنيم ؟؟؟؟؟؟ خفه خون بگيريم تا يه مشت ضد زن و ضد انسان بر ما حکومت کنند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بگيد ؟؟؟؟‌ تئوری بديد ايراد نگيرثيد که حالم داره از اين ايرادها بهم ميخوره ... ديگه داره حالم از همجنسهام بهم ميخوره ... . آرمين عزيز نميدونم چی فکر ميکنی اما خسته ام و بی نهايت خسته و پادردم هم بدتر شده نه بهتر ... لااقل نمرديم و معنی مهرورزی دولت فخيمه رو هم ديديم ... بهرحال اگه متنم بی ادبانه است حذفش کن ... حالم اونقدر بده که نميتونم حرفهای قشنگ بزنم ... . جاری باشيد.

مهتاب

جای ديگه ای در مورد ۸ مارس نوشتيد ؟

مهتاب

گوسا پست آخر برای من لود نميشه . راستی ادد هم کردم پاسخی نيامد

آرمين

اميدوارم مهتاب گرامي اينو ببيني. تو اكانت من شما فيلتر شد وبلاگت. همين الان